همدم هاي آسماني
دوتايي هاي ظاهري يا نوري
في الواقع اين ستارگان دوتايي واقعي نيستند چرا كه ارتباط فيزيكي با يكديگر ندارند و تنها به واسطه اين كه از نظر ظاهري در يك خط ديد قرار دارند مرتبط به نظر مي رسند. دوتايي سهي و مئزر يك نمونه از اين سيستم ها هستند كه تنها به دليل قرابت ظاهري با يكديگر به صورت سيستم دوتايي به نظر مي رسند. هنگامي كه به بررسي عميق تر اين ستاره مي پردازيم در مي يابيم كه كه خود مئزر يك دوتايي مرئي است و وقتي ستارگان اين دوتايي مرئي را مورد بررسي قرار مي دهيم مي يابيم كه هر كدام از اين ستارگان درواقع خود دوتايي طيف سنجي هستند ! ( به نظر من كه فوق العاده ست!!!)
دوتايي هاي مرئي
اين ستارگان به اندازه ي كافي به ما نزديك هستند و در عين حال به قدر كافي از يكديگر دورند كه ما مي توانيم به طور عادي و با بهره گيري از تكنيك هاي بصري و يا روش هاي تداخل سنجي به حضور آن ها در يك سيستم پي ببريم. در اين سيستم خط ديد ما با صفحه ي مداري سيستم ستاره اي زاويه دارد لذا ما ه دليل نزديكي آن ها مي توانيم حرك مجزاي آن ها را تشخيص دهيم. (البته با تلسكوپ !!!) يكي از مشهورترين اين دوتايي ها مزدوج شعراي يماني است كه متشكل از يك ستاره در رشته ي اصلي و يك كوتوله ي سفيد است كه به دليل درذخشندگي بسيار ستاره ي اصلي كوتوله ي سفيد به چشم نمي آيد. اين دو ستاره در دوره ي تناوب نزديك به 50 سال به گرد يكديگر مي گردند.
دوتاي هاي گرفتي
در اين سيستم دو ستاره طوري به دور هم مي چرخند كه به طور متناوب يكديگر را مي پوشانند و تغييرات ايجاد شده در روشنايي ظاهري كه نتيجه ي اين پوشش است را تشخيص اين سيستم است. ويژگي مهم اين ستارگان اين است كه ميل مداري آن ها نزديك 90 درجه است اين بدان معناست كه خط ديد تقريبا در صفحه ي مداري قرار دارد. البته اين سيستم ها مي توانند طيف سنجي يا مرئي نيز باشند كه عمدتا طيف سنجي اند. ستاره ي راس الغول يا همان بتاي برساووش يكي از بهترين نمونه هاي دوتايي گرفتي است.
دوتايي هاي نجوم سنجي
اين ستارگان توسط تلسكوپ نيز به صورت يك ستاره ي واحد ديده مي شوند و امكان تفكيك آن ها از هم وجود ندارد لكن حركت تناوبي آن ها نشان مي دهد كه گويي به دور همدمي نا مرئي مي گردند كه البته در واقع هيچ كدام از اين ستارگان به دور يكديگر نمي چرخند بلكه به دور نقطه اي به نام مركز جرم سيستم مي چرخند اما از آن جا كه همدم اين ستارگان قابل مشاهده نيستند به نظر مي رسد كه اين ستاره به تنها يي در آسمان تكان هاي خاصي مي خورد كه اين امر مي تواند گواهي بر وجود آن ها باشد.
دوتايي هاي تماسي
هنگامي كه دوستاره به هم آن قدر نزديك شوند كه جو هر يك بر اثر گرانش ديگري دچار برآمدگي شود اين دوتايي را دوتايي تماسي مي نامند. در اين موارد معمولا دو ستاره با هم تبادل جرم مي كنند و وضعيت متغيير و پيچيده اي به وجود مي آورند چنين وضعيتي مستلزم آن است كه يكي از ستارگان در رشته ي اصلي نباشد منظور از رشته ي اصلي وضعيتي است كه ستارگان در اواسط عمر خود دارند. در اين وضعيت مثلا يكي از ستارگان سيستم تبديل به غول سرخ مي شود و با رشد حجمي بسيار زياد لبه ي خارجي خود را تا سرحدات ستاره ي همدم مي رساند. اين امر موجب تبادل ماده در اثر نزديكي مي شود. يك نمونه از سسيستم دوتايي تماسي ستاره دجاجه 1-xاست.
دوتايي طيف سنجي
اين نوع از سيستم هاي دوتايي معمولا نامرئي هستند و تنها از طريق نوسانات دوره اي در خطوط طيفي شان شناخته مي شوند در مواردي كه هر دو ستاره قابل تشخيص باشند با مجموعه اي از اشكال طيفي براي هر ستاره مواجهيم ( سيستم ها دوخط) اما در مواردي كه ستاره ي همدم كم نور باشد و ديده نشود با يك دسته از خطوط طيفي مواجهيم ( سيستم هاي يك خط ) كه از نوع دوم بيشتر موجود است.
دوتايي هاي طيفي
تفاوت اين سيستم ها با موارد قبلي اين است كه كل سيستم نامرئي است و تصاوير طيفي نيز در مسير درك حركت مداري ستاره به ما كمكي نمي كند. تنها راه تشخيص اين سيستم ها آن است كه دو طيف كاملا متفاوت بر روي يكديگر قرار مي گيرند و از اين اين طريق ما در مي يابيم كه اين طيف تركيبي توسط دو ستاره از يك سيستم دوتايي توليد شده است.